على ربانى گلپايگانى
73
درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )
سياسى مىدانست . شرايطى كه تشيّع پديد آمد به گونهاى نبود كه تفكر شيعى صرفا جنبهى روحى داشته و از جنبه سياسى جدا باشد . اين تفكر از آغاز هر دو جنبهى روحى و سياسى را با هم همراه داشت . « 1 » ايرانيان و تشيّع برخى از نويسندگان ، مذهب شيعه را پديدهاى فارسى و ايرانى و ساخته فكر و كوشش ايرانيان پنداشتهاند . اين فرضيه كه توسط برخى از شرقشناسان مطرح شده است مورد قبول بعضى از نويسندگان متعصّب سنّى و برخى از ناسيوناليستهاى ايرانى نيز قرار گرفته است . « 2 » وجوهى كه اين گروه در تبيين و اثبات فرضيهى خود گفتهاند بدين قرار است : الف ) عقيدهى وصايت و وراثت در مسألهى امامت كه از عقايد اساسى مذهب شيعه است ، در ميان عرب شناخته شده نبوده است ، ولى در فرهنگ ايرانيان شناخته شده بود ، و نظام شاهنشاهى ايران مبتنى بر اين روش بوده است . ب ) احترام ويژهى ايرانيان نسبت به امامان شيعه ، از يك انگيزهى ناسيوناليستى نشأت مىگيرد ، زيرا امام حسين عليه السّلام با شهربانو دختر يزدگرد سوم ازدواج كرده ، و
--> ( 1 ) . نشأة التشيع و الشيعة ، صص 91 - 92 . ( 2 ) . از شرق شناسان . كنت گوبينو و ادوارد براون ، و از نويسندگان سنّى احمد امين مصرى در كتاب « فجر الإسلام » و از ناسيوناليستهاى ايرانى ، دكتر پرويز صانعى ، نويسندهى كتاب « قانون و شخصيت » را مىتوان نام برد . ر . ك : مرتضى مطهرى ، خدمات متقابل اسلام و ايران : 1 / 128 - 131 .